امروز فضیلت زنده نگاه داشتن یاد شهدا کمتر شهادت نیست
1402/3/12
Kerahroud.blogfa.com
تاریخچه کرهرود
http://karahrod.blogfa.com/
به یاد تمامی شهدا کوچکترین شهید از دیار کرهرود
1-- شهید عباس رسولی کرهرودی

در بیست و دوم دیماه سال 1365 بود که عباس مشغول دلبری بود که هواپیماهای عراقی بر آسمان اراک پیدا شدند و بمباران هوایی آغاز شد و در خانهی حاج مصطفی بمبی فرود آمد. پروازی عاشقانه که در کودکی برایش اتفاق افتاد و با خواهرش زهره و برادرش مجتبی به سوی خدا پر کشیدند. پیکر مطهرش را در گلزار شهدای کرهرود به خاک سپردند
رفتن به محتوای اصلی

شهید عباس رسولی کرهرودی فرزند حاج مصطفی رسولی کرهرودی

نام و نام خانوادگی خانوادگی : عباس رسولی کرهرودی
نام پدر: حاج مصطفی
تاریخ تولد : 30 شهریور 1361
محل تولد شهر: کرهرود
محل تولد روس
سن: 4سالگی
تاریخ شهادت: 22 دی 1365
نحوه شهادت : بمباران هوایی در اراک
محل دفن : گلزار شهدای همیشه جاوید کرهرود
درباره شهید
زندگی نامه
شهادت افتخاری است که نصیب هر کسی نمیشود. با شهادت میتوان قلههای بزرگ معرفتی را کسب کرد و خود را به لقاءالله رساند. در جنگ زنان و مردان زیادی بودند که در راه دین و میهنشان به شهادت رسیدند و در بین این همه شهید بودند کسانی که شهادتشان جان سوزتر بود برای بازماندگان و هر کسی که از شهادتشان مطلع شد. در این بین کودکانی بودند که هنوز قدرت تکلم نداشتند و هنوز بعضیهایشان قدرت روی پا ایستادن و راه رفتن را هم نداشتند. شهدای چند ساله که با شهادت هر کدامشان مظلومیت ایران را ثابت کردند و خونخواهی و کودککشی و زیادهطلبی حزب بعث را به رخ کشیدند. شهدایی که اصلاً معنای جنگ را نمیدانستد و سر جنگ هم با کسی نداشتند. شهدایی که داغ رفتنشان تنها با توسل به اهل بیت(علیهم السلام) و کودکان آنها میتوان تحمل کرد. توسل به حضرت علیاصغر(علیه السلام) و توسل به رقیهی(B) سه ساله و حضرت محسن(علیه السلام). این توسلها بود که آرامش را برای پدر و مادر داغدیده میآورد.
شهید عباس رسولی کرهرودی از این دست شهیدان است که در سیام شهریور ماه سال 1361 درست زمانی که دو سال از آغاز جنگ تحمیلی میگذشت در دل روستای کرهرود از توابع شهرستان اراک و در دل خانوادهای مذهبی و متدین که اهل ایمان بودند، دیده به جهان هستی گشود. کل عمر شریفش تا لحظهی شهادت فقط چهار سال بود ولی در این چهار سال عمر زندگیاش چه دلبریها که از پدر و مادر کرده بود. چه خوش زبانیهایی نکرده بود و چه زندگی شیرینی را برای پدر و مادرش نساخته بود.
پدرش میگوید: نام او را به خاطر عشقی که به سقای آب و ادب داشتم، عباس گذاشتم تا مرید مرام عباس(علیه السلام) باشد.
عباس که به دنیا آمد چند ماهی از آزادسازی خرمشهر قهرمان میگذشت و رزمندگان سراسر غیور ایران اسلامی در حال مبارزه بودند و دشمن جانی را به عقب میراندند. پدر و مادرش امیدها و آرزوها که نداشتند. انتظار میکشیدند تا او بزرگ شود و عصای دست پدر و مادرش باشد. در خیال خویش او را داماد میکردند و گاهی هم به مدرسه میفرستادند. امید داشتند تا او را در صف کسانی ببینند که مایهی سرافرازی کشور و خانوادهاش شود. در بیست و دوم دیماه سال 1365 بود که عباس مشغول دلبری بود که هواپیماهای عراقی بر آسمان اراک پیدا شدند و بمباران هوایی آغاز شد و در خانهی مصطفی بمبی فرود آمد. پروازی عاشقانه که در کودکی برایش اتفاق افتاد و با خواهرش زهره و برادرش مجتبی به سوی خدا پر کشیدند. پیکر مطهرش را در گلزار شهدای کرهرود به خاک سپردند





2-- شهید سرلشکر عزیز الله کاظمی کرهرودی
نام پدر : زنده یاد محمد صادق کاظمی کرهرودی

تاریخ تولد : 22 شهریور 1328
محل تولد: شهر کرهرود
سن :36
تعداد فرزند : 2 فرزند
تحصیلات: کارشناسی
تاریخ شهادت: 08 مهر 1364
محل شهادت: اشنویه
محل دفن : کرهرود

شهید والامقام سرلشکر عزیزالله کاظمی کرهرودی

زندگی نامه
در طول تاریخ در کشاکش ایام و در تداوم دقایق حیات، هر آینهدار صاحب دلی که به ترسیم حقایق پرداخته است، زیباترین و نورانیترین واژهها و عبارات را برای توصیف کسانی به کار برده که در جهاد فی سبیلالله تلاش و در راه اعتلای کلمه حق جانبازی نمودهاند. اگرچه الفاظ و عبارات، عاجز از ترسیم مقام بلندپایه این عزیزان است؛ اما صحیفه خونرنگ تاریخ، مالامال از خاطرات جانبازیهای سینهسرخان مهاجری است که برای اعتلای کلمه توحید از ویرانه مظلم طبیعت به سوی حقتعالی هجرت گزیده و در سرای جاوید بر منابر نور جلوس نمودهاند.
آنچه قلم ناتوان ما را به حک دلهای سنگیمان وا داشته، سوز فراق از وصلی است که لحظههای بودنش عشق بود و حرارت محبت خدا، خون کوب چکاوک شکسته پر، مریدی از مریدان ولایت، جنگجویی مهاجر که او را «عزیز مرادش» نام نهاده بودند. از عروج خونین و فراق سرهنگ شهید عزیزالله کاظمی، سخن راندن و به وصال محبوبش اشارتی هر چند حقیرانه داشتن، مشکل است. چه اگر در گرماگرم جنگ، در جبهه توحید در کنارش نبودی؛ اخلاص، شهادت و مردانگی را در رکابش نمیآموختی. ایمان در رگهایش به جای خون و در تن به جای روح شراره جانش بود و گواهی مظلومیت و حقانیت نبرد ملتی که امروز این چنین در یادش خاطرات وی را با حماسههای جنگ، عبرت ساز و پایدار میکنند. در جادههای سرخ رگهایش، عشق امام(7)، همراه با تپش قلب پر صلابت و استوارش برای انقلاب اسلامی سیر طریق میکرد؛ چرا که او در دوران کودکی، در آن محیط پر فیض اسلامی حاکم بر خانواده، آن زمان که میرفت تا هجوم بیماریها در آن مجروحیت روستایی از پایش درآورد، برای فرجامی چنین خونین زنده نگه داشته شد.
همزمان با دوران تحصیلات دبیرستانی، بحبوحه آموزش انسان ماندن، نقش قامت الف یار در وجودش جلوه دادن و مقاومت در باتلاقهای فردای جامعه را در ذرههای وجودش کاشتن، آغاز شد. ابتدا الفبای عشق در قرآن معشوق، ترنم عاشقانه بندگی در یادگیری مراسم عبادات مذهبی و انجام صحیح واجبات برای ساییدن پیشانی بر جای پای مولایی چون حسین(A) و وضو ساختن در برق نگاه ژرف آن شهید بزرگ اسلام و سپس تسلیم جان به عنوان شکرانه، توان جانبازی برای اسلام، ریشه و ساقه اصلی پیکر جسمانی و اندام روحانی عزیز ما را منسجم نمود!
نسیم دل بخش کوی یار، در جوانی به نظام ارتش فرا خواندنش تا تبلور غیرت، مظهر قدرت و فریاد و فغان ملتی علیه ستمهای رنگ شده به زر و زور و تزویر گردد. از دیگر سو تحولات فرهنگی در جامعه و انقلاب اسلامی حرارت وی را شعلهور ساخت و آنگاه که کفر برای نابودی میعادگاه و جلوه راستین عشق محبوب هجوم آغازید، خونیندل، همه سوز به جهاد اصغر در جبههها مشغول شد. هر چند حفظ و تعلیم احادیث و قرآن لحظات شیرین نبرد را برایش گوارا میساخت که یاری در سوگ او چنین میخواند که او به راستی معلمی برای همسنگرانش بود. تاریخ جنگ عارفانه ایران اسلامی هر چند گمنامانی چنین پیش داد.
عزیز ما بیا و لحظهای بگو که به کجا پرواز آغاز کردهای که عرفان در افق پروازت پر میریزد و ایثار بر سجاده نگاهت سر میساید؛ چرا که عطش عشق در دشت لایتناهی معنویت فوران میکرد. نغمهخوان سفره وصل، ای عزیز خدا، بگو در کدامین قبیله عشق، مجنون گشتی و سودای کدامین شیرین فرهادت کرد. کدامین بیستون زخم تیشهات را بر ریشهاش خرید و جمال کدامین یوسفی چنین ترنجوار بدنت را قطعهقطعه کرد. آن غروب خونین که ردای سرخ شهادت بر تن کرده بود، با تو چه نسبتی داشت که برای رسیدن به گنج حیات ابدی، رنج ترکشی را بر جان خویش شیرین دانستی و با چشم ستارگان شب تیره آن روز خونین پیوند خوردی، راهپیمای شهر آفتاب گشتی و خورشید روز بعد را محروم از زیارت سیمای سرخ خویش نمودی. برادرم زندگی نوینی آغاز کردهای که ابتدای این مسیر جانسوز فراق را وداعی است واجب اما چه کنیم که ما همیشه از نبودنها درد کشیدهایم. تو که بودی و در همان بودنت هم با ما نبودی و حالا که رفتهای و فراقت، دردی گشته بر قلبهایمان و زخمی شده بر شانههایمان، سهم ما، ماندن گشته و نگریستن و گریستن. قسمت شما سفر است و نصیب ما حضر! به هر تقدیر خیر مقدم رفیق اعلی بر عزیزی چون تو مبارک. پیش دارد که زندگی خود را در طبق اخلاص به یاد میسپارند، لیک در عرفات عاشقان متواضع و مخلص مدیران و مدیران صلوه خاشعانه امت واحده ما، نظاره اراده آهنین عزیز خدا در بحبوحه نبرد که از آسمان گلوله میبارید و از زمین ترکش میرویید، واقعاً دیدنی بود. با همان خلوصی که پیشانی بر خاک عبودیت میسایید، ماشه تفنگ را میچکانید و فرمان میداد. با همان عشقی که به نماز میایستاد در جبهه رزم ایستادگی میکرد که (إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ).[1] به خلوت راز بر میخواست و (رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي )[2] افزود. نگاه کوتاه ما در طول همراهیاش، در بزم عاشقانه جنگ، دردمند و غریب بودن وی را وسعت باورمان میبخشید چه آن هنگام که در تاسوعای 1363 در منطقه خرمشهر مروارید درون را با درد دل همسو نموده و یکی را از چشمه لب و دیگری را از خزینه اشک به بیرون میتراوید و چه آن زمان که صادقانه و بیریا پس از زیارت مرقد مبارک حضرت زینب کبری(h) و دیدار کوتاه از منطقه «قنیطریه» سوریه، ضمن بررسی اجمالی ولی ژرف آن منطقه، در رابطه با پذیرش صلح نوشت: اگر ایران با پا در میانی سازمان ملل، آتش بس را قبول میکرد، آیندهای بهتر از اوضاع این منطقه نمیدانست. لحظات عمر گرانقدرش با مجاهدت در راه خدا هم چنان سپری میشد. شادتر شدن روحیه فردی، اجتماعی و خصوصاً نظامی وی، گویی خبر از تحقق دعایش میداد که نغمه سر داده بود: حمد و سپاس خدای یکتا را که مرا جان داد تا فدای اسلام کنم. روز خونین 08/07/1364 در منطقه پسوه سپری میشد. نیمه اول محرم بود و قلب در تکاپوی ادامه خون مولا حسین(A) میتپید. وجودش برای دیدار محبوب سراسر شوق گشته بود و دوری معشوق پیکرش را به آتش عشق شعلهور ساخته و به سوز مینشاند. عاقبت لحظه وصال رسید. گلولهای سهمگین بر خاک تفتیده غرب کشور اسلامیمان رعشه افکند یاران، یارب گوی مهاجر، شاهد عروج خونین او بودند. پیکر مطهر سرباز شهید ارتش اسلام و فرمانده رکن سوم از تیپ سوم لشکر 21 حمزه سیدالشهدا(A) در بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
1. سوره غافر، 44.
2. سوره طه، 25.
تصاویر









4-- شهید والامقام همافر یکم حاج علی مسعودی کرهرودی

در خواست امیر سرتیپ خلبان شهید حاج علی مسعودی برای اعزام به جبهه

شانزدهم خرداد 1328 ، در روستای کرهرود از توابع شهرستان اراک به دنیا آمد. پدرش ماشاءاله و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خوانه و دیپلم گرفت. همافر یکم نیروی هوایی ارتش بود. سال 1349 ازدواج کرد و صاحب سه دختر شه. شانزدهم آبان 1362، با سمت خلبان در بندرعباس هنگام ماموریت بر اثر سانحه هوایی و سوختگی سر و صورت به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.شهید در قسمتی از درخواست اعزام به جبهه حق علیه باطل به فرمانده ی نیروی هوایی چنین می نویسد:... هرچند کار بنده حقیر در جبهه کوچک و بی مقدار باشد ناچارا به این نکته اشاره میشود که موقعی که حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام را در آتش افکندند زنبور عسل جهت جهت اطفاء آن حریق گسترده با دهان خود آب می برد که آن آتش را خاموش کند. حضرت ابراهیم در حق آن حشره کوچک دعا فرمودند آن حشره کوچک به قدر توانایی خودش خدمت کرد. اما من چه؟خداوند هم آتش را بر حضرت ابراهیم «برداَ و سلاما» قرار داد. اعزام به جبهه جهت ادای دین است و انشا الله مورد رضای خداوند قرار گیرد.علی مسعودی61/12/13

شهید والامقام همافر یکم علی مسعودی کرهرودی

نام و نام خانوادگی علی مسعودی کرهرودی
نام پدر : ماشاءالله
تاریخ تولد :16 خرداد 1328
محل تولد شهر : کرهرود
سن : 34
تعداد فرزند: 3
تاریخ شهادت : 16 آبان 1362
محل شهادت : سایت گنو - بندرعباس
محل دفن شهر : کرهرود
نام عملیات: والفجر 4
آلبوم تصاویر









4-- شهید والامقام مسعود مشایخی

5-- شهید والامقام حجتالاسلام والمسلمین احمد مشایخی

6- شهید والامقام محمود جلالی مشایخی

7-- شهید والامقام سعید مشایخی

8-- شهید والامقام علی اصغر سمیعی

9-- شهید والامقام محمد حسین سمیعی

10-- شهید والامقام محمد ابراهیم صالحی

11-- شهید والامقام داود صالحی


12-- حمیدرضا ابراهیمی کرهرودی

13-- شهید والامقام سعید جلالی مشایخی

14-- شهید والامقام داود حاجیان

15-- شهید والامقام اسماعیل حاجیان فرزند زنده یاد علی اصغر

16-- شهید والامقام محمود حاجیان فرزند

17-- شهید والامقام علی حاجیان

18-- شهید والامقام علی حاجیان

19-- شهید والامقام حبیب الله صفری

20--شهید والامقام احمد صفری

21-- شهید والامقام عباس صفری

22-- شهید والامقام سید احمد میرعلیاری فرزند حاج ابراهیم

23--جانباز شهید سید محسن میرعلیاری فرزند زنده یاد حاج آقا ابراهیم میرعلیاری

24-- شهید والامقام سید محمد عارفی کرهرودی فرزند غلامحسین

25-- شهید والامقام سید مهدی شمس الضحی کرهرودی فرزند زنده یاد حاج آقا ابوالفضل

26-- شهید والامقام سید حسین حسینی

27-- سید عباس میراشرفی فرزند حاج آقا یدالله

28-- شهید والامقام مجتبی نوری فرزند زنده یاد حاج محمد صادق نوری و داماد زنده یاد حاج سید محمود اخلاقی میرعلیاری

29--شهید والامقام محمد صفری

30-- شهید والامقام حمیدرضا صباغی

31-- شهید والامقام وحید فریدی

32- شهید والامقام

33- شهید والامقام افشین عبدی

34-- شهید والامقام علی اصغر ضعفا

35-- شهید والامقام محمد حسن علائی

36--شهید والامقام ابوالقاسم عظیمی

37-- شهید والامقام مسعود مطیع پور

38-- شهید والامقام جلیل همتی

39-- شهید والامقام سید حسین میر وهابی

40-- شهید والامقام سید محمد میریونسی

41-- شهید والامقام سید اسدالله حسینی کرهرودی

42-- شهید والامقام نعمت الله حبیبی

43--شهید والامقام حمیدرضا قائمی

43-- شهید والامقام (عبدالعظیم) داود حبیبی فرزند عزت الله

45-- شهید والامقام سید احمد موسوی

46-- شهید والامقام محمد جعفر قائمی

46-- شهید والامقام امین گرگین

47-- شهید گمنام و والامقام علی اصغر کاظمی

48-- شهید والامقام سید محمد حسن میریونسی

48--شهید والامقام عبدالله قائمی زاده

49-- شهید والامقام محمد مرادی

50-- شهید والامقام جلیل همتی

51--شهیدوالامقام سید اعلائ میری کرهرودی فرزند زنده یاد حاج آقا باقر

52-- شهید والامقام حاج آقا موسی میری کرهرودی

53-- شهید والامقام محمود ربیعی کرهرودی فرزند زنده یاد حاج علی اصغر و حاجیه خانم طاهره حاجیان

54--شهید والامقام بهزاد قائدی

55- شهید والامقام محمد حاج محمد ولی

56-- شهید والامقام مجتبی حاج محمد ولی

57-- شهید والامقام عبدالله رحمتی

58-- شهید والامقام سید حسین میریونسی

59-- شهید والامقام علی اصغر رحمتی

60-- شهید والامقام عباس رسولی کرهرودی فرزند زنده یاد حاج مصطفی

61-- شهید والامقام مجتبی رسولی کرهرودی فرزند زنده یاد حاج مصطفی

61--شهیده والامقام زهره رسولی کرهرودی فرزند زنده یاد حاج مصطفی

62-- شهیده والامقام خانم صاحب سلطان جورابچی

نثار روح مطهرشان اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

shohadayekerahroud1.blogfa.com
شهدای همیشه جاوید کرهرود